خود بخوانید و قضاوت کنید
مدتهاست ننوشتم مدتهاست خودم نبودم مدتهاست نقش بازی کردم برای خودم و دیگران من حتی این وبلاگ را هم فراموش کرده بودم حالا برگشتم و دوباره میخوام خودم بشم حالا مینویسم از گذشته از هر آنچه گذشت بر من. زمانی که این وبلاگ را می ساختم چندان به معنا اون توجه نکردم میخواستم جایی بسازم برای رفع تنهایی هام و پر کردن لحظات فراقت اما زمانی که تصمیم به نوشتن گرفتم و گذر از خاطرات گذشته نام وبلاگم برام جالبتر شد زندگی من و آنچه بر من گذشت بی شباهت به افسانه نبود و شاید هم نخواهد بود هر آنچه بر سرم آمد چه خواسته چه نا خواسته چیزی شبیه یک رویا برای کسانی که به طور کامل در زندگی من نبودند بوده و هست شاید شما نیز پس از خواندن هر قسمت از این خاطرات مرا یک دروغ گوی خیالپرداز بنامید ولی من که شاید در آخرین روزهای زندگیم هستم دلیلی برای دروغ نمیبینم حال خود بخوانید و قضاوت کنید

